دختر نازنینم

چقدر خوشحالم که با یک قلب مملو از عشق دنیای کودکی تو را نظاره می کنم

چقدر خداوند را شاکرم که لطافتی چون تو را به من هبه کرد

چقدر خوشنودم از اینکه وقتی صبح بیدار می شوم تکه هایی از اسباب بازیهایت را در گوشه و کنار زمین نزدیک تختم پیدا میکنم...این یعنی تو هستی...یعنی تو در کنار منی...یعنی همین نزدیکی می توانم گونه های مهربانت را لمس کنم...یعنی بوسه هایت نزدیک است...

دختر مهربانم

دیدن چشمان معصوم و نجیب و سرشار از هیجان تو زندگی دوباره ای است برای من...

ولمس دستان کوچکت همیشه و همیشه حس غریبی در من ایجاد می کند...انگار قلبم را برهنه در دستانم گرفته باشم...!!!باور می کنی...؟؟؟

دختر قشنگم

کاش می دانستی هر روز که دم مدرسه با شوق تمام به آغوشم می پری...و من تو را غرق بوسه میکنم...بدون توجه به اطراف...بدون اینکه متوجه باشم چه کسی دارد ما را نگاه میکند...من واقعا مست میشوم....................مست می شوم.................مست می شوم...

 

/ 16 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زمانه مامان پرهام

اشک در چشمانم حلقه زد عزیزم! چقدر زیبا عشق مادرانه را به تصویر کشیدی ببوس دل ارام جون را عزیزم

shiva

[گل]

سپیده عمه آریانا

چقدر متن زیبا و با احساس رو به نگارش درآوردید. تنها احساس عشق یک مادر به فرزند میتواند اینچنین زیبا باشد.[ماچ][قلب][گل]

مامان اکرم

سلام الهام جون خیلی زیبا بود و مادرانه! حظ بردم از این احساس و این که جانا سخن از زبان ما می گویی... دخترک را ببوس[بغل][ماچ]