دختر مهربانم

آنگاه که عاشقانه و با تمام وجود عروسکهاکه نه شاید بهتر باشد بگویم کودکانت را در آغوش می گیری...برق عشق ورزیدن را در چشمانت ...در دستانت ...و در بند بند وجودت می توان دید ...مادر کوچوک و مهربان آینده ...

*************************

چند روز پیش می خواست به باباش زنگ بزنه من نمی ذاشتم...اونم نشسته بود وسط اتاق و بااعتراض به من غر می زد...

/ 18 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عطیه

خوب میذاشتی زنگ بزنه دیگه! به اون چه که باباش کار داره یا تو جلسه ست! دلش می خواسته خوب!!![ماچ][چشمک]

سوری مامان عسل

سلام الهام جون. الللللللللللللللهی جیگرشو بخورم با این لباس ست که با عروسکش کرده. خیلی خیلی این لباس بهش میاد و البته موهای از دو طرف بافته شده که دخملمون رو بانمک می کنه. مامانش دلش خواسته زنگ بزنه به باباش خب چرا ناراحت کردی دخترمون رو؟ روی ماهش رو می بوسم[ماچ][بغل]

مامان نادیا

سلام قربون اون لباسش که با عروسکش ست کرده چهره معصوم عکس دوم هم خوردنیه [ماچ]

نازنین

سلام چه دخمل خوشگلی شده این غنچه تون ،‌سالم و خندون باشید

آرام

ماشاءالله حسابی خانم شده. خدا برات حفظش کنه.

الهام مامان غزل

الهی . چه خوشگل لباس خودش و عروسکش یه شکله . [ماچ][قلب] قیافه شو ببین . قشنگ معلومه که داره غر می زنه . [نیشخند]

الینا

دلبر تو هم که مثل الینا ناز می کنی و قهر..قربون قد وبالات برم من