دل آرام اینا روز های چهار شنبه می تونن هر اسباب بازیی که خواستن با خودشون ببرن...چهارشنبه صبح موقع رفتن به مهد...

من:دل آرام امروز چهارشنبه است یادت نره اسباب بازی ببری...

دل آرام:می دونم ...می خوام امروز باربی ببرم...

من:تو که می دونی باربی ممنوعه بردنش...می دونی که اجازه نمی دن ببری مهد...یه چیز دیگه بردار...

دل آرام(در حالیکه خیلی شاکی به نظر می رسید):متفکرهرچیزی هم حدی داری...می دونی حدش چیه...؟

من:تعجبنه؟؟؟!!!...

دل آرام:حدش اینه که من هیچ وقت باربی با خودم نبردم...خیلی وقته که نمی ذارن باربی ببریم...حالا دیگه باید بذارن...چون من می خوام امروز باربی ببرم...

من:بله...حالا اگه اجازه ندن چی...؟

دل آرام:شما با مرجان جون صحبت کن دیگه...

و خدا رو شکر مرجان جون هم حد خودش رو دونست و اجازه دادنیشخند...

 

/ 30 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نهال

عشقه این عروسک کلا....[ماچ][بغل][قلب]

مامانشون

سلام انشاالله که تعطیلات خوبی رو پشت سر گذاشته باشین[قلب][گل] وعده ی ما یادتونه؟؟فردا شما هم دعوتین حتما تشریف بیارین منتظر قدمهای پر مهرتون هستیم[گل][گل][قلب][قلب] دیر نکنین[چشمک]

مامان صفا

سلام عزیزم. نمی دونم اْن کلمات قلمبه سلمبه را اْن وروجک ها از کجا میارن. به هر حال الهی زنده باشن

نازنین مامان رومینا

واقعا خوب شد مرجان شد حدشو فهمید ..این دخملی عجب حرفهایی می زنه ...چرا راستی باربی ممنوعه ؟؟؟؟؟؟؟

لیلیان

ولی شیرینی دل آرام جون حد نداره[قلب]