دیروز عصر تو میوه فروشی...

دل آرام(با صدای بلند):می خوای چی بخری؟

من(خیلی آروم):چغندر...

دل آرام(با صدای بلند تر):چغندر؟...چغندر دیگه چیه...؟

من:چرا اینهمه بلند حرف میزنی دخترم؟...چغندر یعنی لبو...

دل آرام(در حال فریاد زدن...انگار خوشش میومد همه نگاش کنن!!!):آهان فهمیدم...لبو اسمشه...چغندر فامیلیشه...

من و همه اونایی که تو میوه فروشی داشتن ما رو نگاه می کردن:خندهخندهخنده

********************

دیروز عصر دل آرام تو ماشین جلوی نانوایی نشست و من رفتم تو صف نون...یه کم طول کشید و دل آرام هم داشت منو از پشت پنجره ماشین نگاه می کرد...وقتی اومدم تو ماشین...

دل آرام:الهی ...الهی...سردت شد...

من:یه کمی...

دل آرام:قربونت برم ...می گفتی من بیام تو صف وایستم...تا سردت نشه عزیزم...

من:بغلقلب...

/ 38 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا

هزار تا[ماچ]برای یه دختر شیرین زبون به اسم دلارام[قلب]

میتی و ماهیش

عیدتون مبارک....

شایگان ومامان مریم

سلام الهام عزیز . برای این دختر شیرین زبونت اسبند حسابی دود کن[ماچ][ماچ][ماچ] راستی لبو چغندری خریدین[قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه]

نوشین مامان هستی

آفرین به این عروسک مهربون و شیرین زبون[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

مامانی وروجک

سلام [خنده][خنده][قهقهه] خیلی بامزه بود این اسم و فامیل لبو خان! ببوس اون دختر شیرین زبونتو![ماچ]

مامان بهنیا

سلام [ماچ][گل][دست][قلب]آفرین به این گل دختر شیرین زبون دلاآرام عزیز

زهراسادات

سلام ما که به دل آرام عزیز رأی دادیم[گل] http://persianweblog.ir/topblogs/kids-blogs.aspx [ماچ]

عطیه

ای خدا! ماشالله... آخه این فرشته ها چقدر شیرین زبونن... چقدر آدم غرق لذت میشه وقتی این حس محبت و مهربونی رو تو حرفاشون بهمون میفهمونن... هزار تا بوس به این فرشته کوچولوی مهربون...[ماچ][ماچ][ماچ]