دیروز دل آرام تو ماشین در حالیکه عقب نشسته بود و داشت خودشو تو آینه جلو نگاه می کرد...رو به باباش...

دل آرام:بابا یادته من بچه بودم و از عقب تو آیینه نگاه می کردمو می خندیدم...لبخند

بابای دل آرام:نیشخندآره یادمه...

دل آرام:یادته چقدر بانمک بودملبخند

بابای دل آرام:آره دخترم یادمه...قلبنیشخند

/ 10 نظر / 4 بازدید
مامان سارا

سلام خانمي چه دختر نازو خوش سر و زبوني داري[قلب]ببوسش[ماچ]مرسي بهم سر زدي

حدیثه

سلام الهام جان[قلب] از قول من به این خانم خوش زبون بگید الان هم با نمکی[بغل][ماچ]از قول من ببوسش حسابی[ماچ][ماچ] خصوصی رو چک کنید[خجالت]

نازنین

سلام خانومی چه نمکی می ریزه این خانم گل،‌ببوسش

سوري مامان عسل

سلام خانومي. تربچه بانمكم خيلي شيرين شدي ها . مي بوسم[ماچ][بغل]

راما

[لبخند] هنوز هم بانمکی شیرین زبون.[ماچ][قلب]

مژگان (مامان آندیا عسلی)

هم بانمک بودی ... هم با نمک هستی ... هم خیلی شیرین زبونی ... راستی الهام جون هنوز نخوردیش این خوشمزه رو [سوال][چشمک][بغل][ماچ]

سحر

سلام عزیزم[قلب] چند وقته وقت نکردم بیام. ببخشید[خجالت] دخترک با مزه با نمک[ماچ]

دنیز

[گل][لبخند]سلام الهام جون دختر با مزه وخوشگلی داری عزیزم من اتفاقی وبلاگت و دیدم موفق باشی

دنیز

[گل][لبخند]سلام الهام جون دختر با مزه وخوشگلی داری عزیزم من اتفاقی وبلاگت و دیدم موفق باشی