از اونجائیکه دل آرام عصر وقتی از مهد میاد خیلی خیلی گرسنس و هرچی دم دستش باشه می خوره من سعی می کنم  اول یه غذای سبک یا یه عصرونه بخوره بعد بهش تنقلات بدم ...

دیروز عصر وقتی رسیدیم خونه...

من:دل آرام مرغ می خوری؟(دل آرام مرغ پخته (آب پز یا بخار پز)خیلی دوست داره )

دل آرام:اوهوم...

من(درحالیکه یه تکه سینه مرغ رو زدم به چنگال و بردم به طرفش):بیا

دل آرام:اینچیه؟

من:مرغه دیگه...

اونم دهنشو باز کردو من چنگال رو کردم تو دهنش...

درحالیکه داشت ازم دور می شد ...زیر لب گفت:من که گفته بودم ماهی نمی خوام...!!!

من:تعجب

/ 26 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرزو مامان آرش

حالا راستش را بگو خانم گل مرغ بود یا ماهی [چشمک][ماچ][گل][خداحافظ]

راما

[خنده]قربونش برم[ماچ]

نازنین

سلام جالبه نيما هم همينطوره و من حداكثر !!! تا ساعت 6 وقت دارم كه شامم حاضر باشه !!! و تا مي رسه خونه هم اغلب پلو ماهي مي خواهد !!!

مامان نازگل

مگه ماهی داده بودی جای مرغ[خنده][خنده][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه]

مامان دل آرا

خوب مامان چرا ماهي دادي ديدي دخملي متوجه شد ولي خوب فرقي نداره هر دوتا گوشت سفيده

تالار گفتمان دید و بازدید didobazdid.com

salam weblog jalebi darin omidvaram hamishe movafagh bashi va pishraft koni khosh hal misham dar forume didobazdid ham bebinamet ghorboonet bye www.didobazdid.com تالار گفتمان دید و بازدید سرگرمی و تفریحی دختر و پسر شعر و ادب و همه چیز....