دیروز تو خونه وقتی داشتم موهای دل آرامو که از حموم اومده بود خشک می کردم...

دل آرام:مامان وقتی بچه بودی مامانت برات تولد می گرفت...؟

من:آره خوب...

دل آرام:دوستات هم میومدن...؟

من:فقط دو بار دوستامو دعوت کردیم...

دل آرام:اسمشون چی بود؟

من:...ساناز...فرشته...

دل آرام(که همچنان غرق شنیدن بود یه نفس عمیقی کشید و گفت):...یادش به خیرافسوس...

من:خندهخندهخنده

/ 19 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم مامان موژان

سلام مامان دلارام گلی[قلب]وای چقدر خندیدم به شیرین زبونیای این قند عسل[قهقهه] کاش موژان منم همین قدر شیرین زبون بشه[لبخند]یه عالمه ببوسینش[ماچ][ماچ][ماچ]

سحر مامان کیارش

سلام الهام جون [خنده][خنده][خنده]امان از این عروسک بلا با این حرفهای قلمبه سلمبه اش[خنده][بغل]...ببوسش حسابی[ماچ][ماچ][ماچ][قلب][خداحافظ]

shiva

[قهقهه][قلب]

shiva

راستی من email فرشته را دارم[زبان]

میتی و ماهیش

[نیشخند] mitrau2003@yahoo.com اینم ایمیل من عزیزم...امر دیگه ای هست؟؟؟ ببوس دخملی خوش صحبت رو

عطیه

ای جان دلم! قورتش ندادی این شیطونک رو... حرف هایی میزنن این بچه ها ها!

عباس

سلام به رسم ادب هم اومدم بتون سر بزنم و هم بگم در مورد آثار محبت کردن به کوچولو ها مطلب نوشتم . امیدوارم برای شما مفید باشه. با آرزوی موفقیت.

مامان سارا

سلام خانمی من خیلی از روش فرشته مهربونت خوشم می آد [قلب]روش جالبیه [بغل] قربونش برم که اینقدر با احساس گفت : یادش به خیر [افسوس]ببوسش حسابی[ماچ]

سحر

امان از دست ای بلا خانوم[قلب][خنده]

آرام

آخ مگه من دستم به این دختر نازنین و خوش زبون تو نیفته. لپ براش نمی زارم. خدا حفظش کنه.