دختر مهربانم

دستان کوچکت را در دستانم بگذار ...

بگذار مثل همیشه با گرمای این انگشتان کوچک آرام بگیرم...و در این آرامش بغض بزرگ پنهان شده در گلویم را فراموش کنم...

در این دستانت چه داری که وقت و بی وقت باید آنها حس کنم... آنها را به روی گونه هایم بکشم...بو کنم ...ببوسم...تا شاید فراموش کنم همه خستگی های این روزگار عجیب و غریب را...

/ 13 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نازنین

سلام امان از این بوسه ها و بوییدن هاشون که آدم را دیوانه می کنه و معتاد

حدیثه

سلام الهام جون.[ماچ][قلب] متن سرشار از احساس ناب و عاشقانه ی یک مادر مهربون بود دست گلت درد نکنه[گل][خداحافظ]

راما

سلام الهام جون عالی بود

سحر مامان کیارش

سلام الهام جون[گل] خیلی پست قشنگی بود[قلب]...کلی از خوندنش لذت بردم[لبخند]....خدا خودش این وروجک های ناز رو برامون حفظ کنه[لبخند]دلارام نازت رو ببوس[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][قلب][خداحافظ]

مامان اکرم

الاااااااهییییییییییی [ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][بغل][بغل][بغل]

ننه گلی

سلام واقعا خوشبحالتون وقتی مهندس شدین مارو هم دعا کنید احتیاج به مهندسی مجدد داریم. راستی پست قشنگی بود[قلب]

پريسا

[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ] خوش به حالت انشاالله به هرکسی که مثل من نداره یدونه بده