این روزها موهایم را آنقدر کوتاه کردم تا خاطرات انگشتانت را از یاد ببرند...

دیری نپایید...

خاطرات دوباره رویید...

 

 

 

/ 21 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گل دختر

خدا رو شکر که سرعت رویش خطرات خیلی زیاده [قلب][قلب][قلب]

مامانشون

سلام الهام جون برای آرامش قلب مهربونت سوره ی والعصر رو خوندم صبور باش عزیز مهربون و به خدا توکل کن حق داری دلتنگ مادر مهربونی باشی که الان پیش خدا هستند ،الهام خوبم به این فکر کن که این سیده ی عزیز دیگه درد نمیکشن دیگه بی رمق نیستند و الان پیش خدا راحت و آرامند.به این فکر کنند که دیگه از شر اون درمانهای دردناک راحتند به این فکر کن لازم نیست مرتب برن آزمایشگاه و تست بشن و بدنشون اذیت نمیشه .از خدا میخوام دل داغدارت آروم بگیره و بتونی این مصیبت و دلتنگی رو تحمل کنی[گل]

سپیده عمه آریانا

امیدوارم که خداوند بهتون صبر و آرامش بده .روحشون شاد و یدشون گرام[قلب][گل]

مامان آرتا.نسیمه

الهام عزیز صبوری و مقاومت را از مادر نازنینت بیاموز.توکل به خدای مهربون کن.با شادیهای دل آرام عزیز که آرام دلته شاد باش.مبادا لحظاتت از دست بره ... از همه وابستگیهامون باید دل بکنیم.مسیر زندگی همینه پس بهتره که باهاش همفاز باشیم. مراقب خودت باش[بغل].دختر زیباتو ببوس[ماچ]

مامان پارسا

سلام عزیزم امیدوارم الان که دارم این کامنتو برات میزارم دلتنگیهات کمتر شده باشه و دلت آروم گرفته باشه [ماچ]

آرام

بهتری خانومی؟ دو سه بار کامنت گذاشتم ولی انگار نیست. نیومده؟

عباسی

سلام وبلاگ خوبی دارید خدا حفظش کنه این کوچولوتون رو به ماهم سری بزنید خالی از لطف نیست [لبخند]

شراره

بسیار زیبا . بسیار زیبا. ای کاش خطوط مهر فقط در گیسوان بود ..........

زیتون

عالیه خدا باباتو واست نگه داره