دیروز تو ماشین نشسته بودیم...چند نفر تو ترافیک شروع کردن به بوق زدن...

دل آرام:عصبانیچرا بوق می زنی ...اینجا بیابون که نیست ...خیابونه...!!!

من و باباش:تعجب

***********************

دیروز وقتی باباش داشت کیفشو مرتب می کرد کارت پایان خدمت سربازی اونو دیده و...

دل آرام:الهی...الهی...قربون جناب سروان بشم...

من و باباش:تعجبتعجب

/ 34 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا

سلام الهام جون چرا از دلارام گل نمی نویسی[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

ندامامان ستایش

[قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

ندامامان ستایش

[قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

آرام

مامان الهام سلام! خواستم بپرسم چرا اینقدر کم پیدا شدین؟ من با خوندن مطالب این بلاگ کلی انرژی می گیرم و روزهام رو با خوبی و شادی شروع می کنم. الان کم کم دارم پنچر می شم. فکر ما رو هم بکنین. می دونم که سرتون شلوغه ولی ما هم منتظریم. مرسی قربان شما آرام

مامان اکرم

سلام خیلی این دخمل ما می فهمه[ماچ][بغل] راستی خیلی کم پیدایی خواهر؟ کجایی؟ یه کمی بیشتر بنویس از این خانوم بامزه[ماچ]