دروز عصر تو آشپزخونه کنار باباش در حالی که داشت با کلی ادا و اطوار شعر می خوند...و سرشو محکم به هر طرف می چرخوند و موهاشو ریخته بود تو صورتش...

باباش:لبخنددل آرام این کارا چیه ...کی اینطوری شعر می خونه؟

دل آرام:سپیده جون...(مربی مهدشون)

باباش:سپیده جون روانش سالمه؟؟؟تعجب

دل آرام(در حالیکه همچنان مشغول شکلک در آوردن و سر تکون دادن بود):بله...مال من خرابه...

 باباش:معلومه...

من:نیشخند

 

/ 22 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمیه(ستاره طلایی)

بابت دو پست اخیر کلی خندیدم ... هم اون قضیه چرت زدنه و هم روان سپیده خانوم[چشمک][ماچ]

هاله مامان ارشیا

[ماچ][ماچ][ماچ]جیگر این دخمل شیرین زبون[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

مامان ارغوان

خدايا چقدر شيرينه اين دخمل. مي گم قرار سه شنبه رو بريم حركات موزون[چشمک]

لیلی مامان یونا

[خنده][خنده]ای جانم موش بخوره شما رو با این شیرین زبونی یات[ماچ][بغل][ماچ][بغل][ماچ][بغل]

مامان نازنین

[خنده][خنده][خنده][خنده][خنده][خنده][خنده][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]