دیروز عصر تو خونه در حال دیدن سی دی تام و جری...(منم تو اتاق دارم کتاب می خونم و رسیدم به یه جای حساس موضوع...)

دل آرام:مامان الان موشه میوفته؟

من:نمی دونم دخترم ...من که نگاه نمی کنم...ناراحت

دل آرام(دو دقیقه بعد):مامان این گربه هه بشقابارو الان میندازه؟

من:نمی دونم مامان جان...سوال

دل آرام(دو دقیقه بعد):مامان این گربه هه الان چی کار می خواد بکنه؟

من:کلافهنمی دونم دخترم...من که نگاه نمی کنم...تو داری نگاه می کنی...

دل آرام(به حالت سوالی و کش دار بخونین جمله شو):من دارم نگاه می کنم؟؟؟

من:نمی دونم دخترم...نظرت چیه؟...من که نگاه نمی کنم و تو اتاقم...تو هم که نگاه نمی کنی...پس آقای دکتر(همسایه مون) نشسته داره تام و جری می بینه؟سبز

دل آرام:مامانی ...آقای دکتر داره تام و جری خونه مارو می بینه؟

من:کلافهکلافهکلافه

 

 

/ 25 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سپيده

منم زياد اين موهامو ميكشم,اما خوبيش به همين زحمتهاشه[لبخند]

Mila

ای بابا هر جا میرم می بینم این مامان آرشیدا دوره افتاده كامنت گذاشته با من دوست میشی؟ بعضی ها دیگه چقدر هلاك خواننده هستن وبلاگ رو آدم برای بچه اش درست میكنه نه برای تعداد خواننده هاش. اینكارتون اصلا قشنگ نیست

عطیه

سلام خانمی. فکر کنم عکسها درست شدن! یه سر می آی ببینی؟

پارمیدا

حالا بالاخره صحنه بعدی چی شد؟ ظرفها ریخت!!!![شیطان][چشمک] باشه الهام جون!‌فرار!!!!!!!!!!!! میدونم که تو کارتون نمی دیدی!!!!!!![قهقهه]

مامان نيروانا

الهي فداش بشم خب بچه ميخواسته با تو حرف بزنه موضوع پيدا نميكرده[بغل][ماچ][قلب]

م.ص

سلام [گل] بسیار جالب و دلنشین بود .دوست عزیز شما قلم توانایی دارید .آرزوی سعادت و سلامت دارم خوشحال میشم فرصت شد به وبم سربزنید . سبز باشید

ارام

ای جیگر این دخمل ناز و شیرین زبون و بلا و اتیش پاره[خنده]

جلیل

این سایت شما مربوت به چی هست فکر کنم خانوادگی باشه